
باز بارانبی ترانه!مرد تنها کنج خانهمیزنم بیرون ز لانهدر خیابانهای تاریک من به دنبال نشانیش می کشد سویش مرا آن نور کافه می نشینم باز تنها گوشه ی ناجورِ کافهباز کافه، باز تنها مرد احساسبا مرور خاطراتت ، ذهن من شعری ببافه...#مرد_احساس*با تشکر از استاد شهرام باراد که زحمت ویرایش این شعر را کشیدند...
ادامه مطلب
گر بگویم که مرا عشق به دیدارت نیست دروغگویم و اینها همه از حال پریشان من است اندکی رخ بنماچشم خونین مرا که چگونه در نبودت فاش کرد راز مرا(مرد احساس*م.ن) ...
ادامه مطلب
آرام و بی صدا هیس!!! اینجا قلبی شکسته است... فاتحه ای برایش بخوانید. #مرد_احساس...
ادامه مطلب