باز باران
بی ترانه!
مرد تنها کنج خانه
میزنم بیرون ز لانه
در خیابانهای تاریک
من به دنبال نشانیش
می کشد سویش مرا آن نور کافه
می نشینم باز تنها گوشه ی ناجورِ کافه
باز کافه، باز تنها مرد احساس
با مرور خاطراتت ، ذهن من شعری ببافه...
#مرد_احساس
*با تشکر از استاد شهرام باراد که زحمت ویرایش این شعر را کشیدند
برچسب: باران احساس,باران احساس رویایی,باران احساس مهستی,باران احساس مجید فلاح پور,باران احساس رویا سیناپور,باران احساسم,باران احساس نگین,باران احساس از مجید,باران احساسات,احساس باران خورده,
نویسنده: مهراد اکبری